بازی دادن (متضاد: بازیخوردن)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانسرگرم ساختن، غافل نگاه داشتن، مشغول ساختن فریب دادن، گول زدن، نیرنگ زدنواژه قبلی: بازیواژه بعدی: بازیار