بازی شب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازی شب . [ ش َ ] (اِ مرکب ) آتشبازی کردن . ◄ بیرون آوردن صورتها، و این را هفت بازی گویند. (آنندراج ). هفت بازی است که در شب بازند چون آتشبازی و خمربازی و برآوردن صورتها و غیره . (هفت قلزم ). ◄ خمر نوشیدن . (آنندراج ). ◄ خمربازی . (هفت قلزم ).