بازی کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص ل.) ۱- سرگرم شدن به بازی. ۲- مشغول شدن به چیزی برای گذراندن وقت. ۳- قمار کردن.واژه قبلی: بازی درآوردنواژه بعدی: بازیافت