بازیچه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چِ) (اِمصغ.) ۱- آنچه با آن بازی میکنند. ۲- اسباب بازی. ۳- مسخره، ملعبه.مترادفها و واژههای مرتبطاسباببازی، عروسک، لعبت، ملعبهآلت دست، مسخره، مضحکهواژه قبلی: بازیافتواژه بعدی: بازیکن