بازیگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) (ص فا.) ۱- هنرپیشه. ۲- بازیکن. ۳- مجازاً نیرنگ باز، فریب کار.مترادفها و واژههای مرتبطآرتیست، بازیکن، ستاره، هنرپیشه، هنرمند ≠ تماشاچی، تماشاگر، تماشاییبازیکننقشپردازواژه قبلی: بازیکنواژه بعدی: بازیگوش