بازیگوش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبازیگوش، بازیدوست، سربههوا، تفننجو، شیطان، متفنن (متضاد: آرام، عاقل، معقول)واژه قبلی: بازیکنواژه بعدی: باس