باسترک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باسترک . [ ت َ رَ ] (اِ) نوعی از سار. (ناظم الاطباء). مرغی است . (یادداشت مؤلف ). به ترکی صغرجق . (فرهنگ شعوری ) : در دست غمت را (کذا؟) شده ام آنچنان زبون در پنجه ٔ شاهین فتاده چو باسترک (؟). میرنظمی (از شعوری ).