باستین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باستین . [ س ِ ](اِ) در تحفةالاحباب میوه ای را گویند که توی درخت (؟) باشد و باشین هم روایت شده . (فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٨٠). باشتین . (ناظم الاطباء). رجوع به باشتین شود.
باستین . (اِخ ) قریه ای است در یک فرسنگی جنوبی رامهرمز. (فارسنامه ٔ ناصری ). ظاهراً صورتی از باستی است و رجوع به باستی شود.