باسر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باسر شدن . [ س َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عقب عقب رفتن . قهقرا. (فرهنگ شعوری ج ١ ص ١٨٠). فرار کردن . عقب نشستن . (ناظم الاطباء). ◄ صورتی از بسر شدن بمعنی بپایان رسیدن . رجوع به باسری شدن شود. ◄ کنایه از شتافتن برای انجام کاری . سرقدم کردن .