باسعود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باسعود. [ س ُ ] (اِخ ) کنیت ابوالحسن خرقانی رحمةاﷲ علیه . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : تا یکی روزی بیامد با سعود گورهارا برف نو پوشیده بود. مولوی . و این از تصرفات ایرانیان در کنیه های تازی است که ابا و ابورا بصورت (با) و (بو) می آورند. رجوع به ابوالحسن خرقانی شود.