واژه‌جو

باسلیق ابطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باسلیق ابطی . [ س ِ ق ِ اِ ب ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام رگی است در دست . آنرا اَسلم و عرق الاَسلم نیز گویند یعنی رگ با سلامت تر. (یادداشت مؤلف ) : و باسلیق ابطی را بدین نام از بهر آن گفته اند که نزدیک بغل دست پدید آید و ابط به تازی بغل را گویند. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی باسلیق ابطی | واژه‌جو