باسمه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باسمه کردن . [ م َ / م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چاپ کردن . (ناظم الاطباء). چاپ زدن . طبع کردن . بطبع رسانیدن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به باسمه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باسمه کردن . [ م َ / م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چاپ کردن . (ناظم الاطباء). چاپ زدن . طبع کردن . بطبع رسانیدن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به باسمه شود.