باس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باس . (اِ) قدیم در مقابل حادث . (برهان ) (هفت قلزم ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). قدیم که باش نیز گویند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ دساتیر ٢٣٤). و آن جزو اول باستان است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بمعنی کهنه و قدیم از مجعولات دساتیر است . (یادداشت مؤلف ). ◄ زارع . کشاورز. (ناظم الاطباء).
باس . (فرانسوی، اِ) قسمتی از یک قطعه ٔ موسیقی که آهنگ آن در منتهای پستی و کوتاهی نواخته شود. ◄ نام دیگری که سابقاً به ویلن سل داده شده بوده است . ◄ در موزیک های نظامی این لغت اصطلاحاً در مورد نوعی از شیپورهای خاص معروف به ساکسورن داده میشود.
باس . (اِخ ) ژرژ. نام دریانورد انگلیسی که بوغاز معروف به «باس » را در تاسمانی بسال ١٧٩٨ م . کشف کرد و این تنگه بنام او باقی ماند.