باشلق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لُ) [ تر. ] (اِ) ۱- کلاه. ۲- مجازاً به معنی مهریه.واژه قبلی: باشرفواژه بعدی: باشلیق