باشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باشین . (اِخ ) صورتی ازنام قریه ای که در «نزهةالقلوب چ لیدن » بصورت ناشقین، در ولایت قزوین آمده است . (نزهةالقلوب جزء٣ ص ٢٨١).
باشین . (اِخ ) صورتی از نام شهری در غرجستان که بصورت آبشین و افشین نیز در ترجمه ٔ سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج آمده است و گوید بفاصله ٔ یک تیررس در ساحل شرقی مرغاب علیا و بمسافت چهار منزل بالای مروالرود واقع بوده است . رجوع به سرزمینهای خلافت شرقی ترجمه ٔ محمود عرفان ص ٤٤٢ شود.
باشین . (اِ) چوب پاره ها و خاشاک . (آنندراج ). تراشه های چوب . (ناظم الاطباء). ◄ شاخه های بریده ٔ درخت . (آنندراج ).