باصری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باصری . [ ص ِ ] (اِخ ) میرشفیعخان باصری پسر میرمهدی خان عرب شیبانی ضابط ایل باصری بود و بعد از او پسرش میررفیعخان باصری و آنگاه محمدتقی خان باصری ضابط این ایل گردید. (از فارسنامه ٔ ناصری ص ٣١٠).
باصری . [ ص ِ ] (اِخ ) محمودخان باصری پسر محمدتقی خان باصری ضابط ایل باصری بود که در ١٢٧٩ هَ . ق . وفات یافت . (از فارسنامه ٔ ناصری ص ٣١٠).
باصری . [ ص ِ ] (اِخ ) محمد صادق خان باصری پسر محمودخان باصری (متوفی ١٢٧٩ هَ . ق .) ضابط ایل باصری بود، او در فوج سرباز عرب منصب یاوری داشت و دارای چنان فراستی بود که در برابر هر نویسنده می ایستاد به مسافتی که چشم ادراک خط آن نویسنده را نکند از حرکت قلم و انگشت نویسنده مطلب نوشته را از اول صفحه تا آخر درک میکرد و بکرات شاهزادگان و بزرگان او را آزمایش کردند. (از فارسنامه ٔ ناصری ص ٣١٠).