باصفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باصفت . [ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) دارای صفت . در مقابل بی صفت . ◄ آنکه صفت خوب دارد. باخوی . خوش اخلاق . باحقیقت : یکیست با صفت و بیصفت بگوئیمش نه چیز و چیز بگویش که مان چنین فرمود. ناصرخسرو. ◄ در تداول عامه، آنکه نیکی دیگران درباره ٔ خود بیاد دارد. حقشناس و نمک شناس در مقابل نمک نشناس و بی صفت . و رجوع به صفت شود.