باطرون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باطرون . (اِخ ) مقامی است بلند درون شهر روم در میدانی که آنجا هر سال پادشاه جشن کند. (یادداشت مؤلف ). نام کوهی بلند در روم که در آنجا هر سال عیش کنند. (ناظم الاطباء).
باطرون . (اِخ ) نام سردار رومی در زمان انوشیروان و محافظ شهر حلب . (لغات شاهنامه ص ٤٠) : حلب شد بکردار دریای خون بزنهار شد لشکر باطرون . فردوسی . چه قیصر چه آن بی خرد باطرون زبانش روان را گرفته زبون . فردوسی . ◄ نام موبدی معاصر انوشیروان . (ناظم الاطباء).