باطل کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانتباه کردن، برانداختن، برافکندن، از بین بردنمترادفها و واژههای مرتبطابطال کردن، فسخ کردن، لغو کردن، ملغا ساختنبیمعنی کردن، بیهوده گردانیدن، مهمل گذاشتنناحق جلوه دادن، ناراست قلمداد کردنواژه قبلی: باطلواژه بعدی: باطله