باعشیقا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باعشیقا. [ ع َ ] (اِخ ) از قرای موصل، در نزدیک نینوی و مشرق دجله، باغهای آن از رودی که ازوسط شهر میگذرد مشروب میشود، بیشتر درختان آن زیتون و نخل و نارنج است . دارای حمامها و کاروانسراها و همچنین مسجد جامع بزرگی است و قبر شیخ ابی محمد راذانی زاهد در آنجا است . از آن جا تا شهر موصل سه یا چهار فرسنگ راه است و مردم آن بیشتر نصاری هستند. (از معجم البلدان ). این نام در قاموس الاعلام بصورت باغشیقا(باغین ) آمده است . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.