باغ دشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغ دشت . [ دَ ] (اِخ ) از قراء جره و قامور. (جغرافی غرب ایران ص ١١٢). به مسافت کمی جنوبی اشفایقان و مزرعه ٔ نصیرآباد، حریم باغ دشت از موقوفات مدرسه ٔ منصوریه ٔ شیراز است . (فارسنامه ٔ ناصری ). در فرهنگ جغرافیایی آمده است : دهی است از دهستان جره بخش مرکزی شهرستان کازرون که در ٦٤ هزارگزی جنوب خاور کازرون بر کنار راه فرعی کازرون به فراشبند در جلگه واقع است . ناحیه ای است گرمسیر و دارای ١٤٢ تن سکنه و آب آن از رودخانه ٔ جره تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و خرما و شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
باغ دشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سیاهکلرود بخش رودسر شهرستان لاهیجان، که در١٩ هزارگزی جنوب خاور رودسر و ٣ هزار و پانصدگزی جنوب راه شوسه ٔ رودسر به شهسوار در جلگه واقع است . ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و مرطوب و ١٥٠ سکنه و آب آن از مرسارود و استخر محلی تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن برنج و چای و لبنیات و شغل مردمش زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
باغ دشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان الموت بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین، که در ٦ هزارگزی جنوب مرکز بخش و ٤٨ هزارگزی راه عمومی واقع است . ٢٤٠ تن سکنه دارد و آبش از رودخانه ٔ شاهرود و الموت تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و برنج و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).