واژه جو

باغ پیرا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باغ پیرا. (نف مرکب ) باغبان . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنکه باغ را پیراید : چمن حسن تو هر روز بهی چون ندهد باغ پیرای نگه بر در و دهقان نیاز. واله هروی (ازآنندراج ). ◄ در این بیت نظامی کنایه است از مادر عروس که پرورنده ٔ عروس باشد : که تا روشنک را چو روشن چراغ بیارند با باغ پیرای باغ . نظامی (شرفنامه چ وحید ص ٢٥٣).

معنی باغ پیرا | واژه جو