واژه جو

باغشیقا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باغشیقا. [ ] (اِخ ) محلی در بیست هزارگزی شمال شرقی موصل که خرابه های نینوا در نزدیک آن است . و دارای مسجد جامعی است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١١٩٩). این نام در معجم البلدان و آثار البلاد قزوینی چ بیروت ص ٣٨٣ و منابع دیگر بصورت باعشیقا (باعین ) ضبط شده است . رجوع به باعشیقا شود.

معنی باغشیقا | واژه جو