باغلوجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغلوجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان زنجان رود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان که در ٢٦ هزارگزی شمال باختر زنجان بر کنار راه شوسه ٔ تبریز به زنجان واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ٤٣١ تن سکنه، آب آنجا از رودخانه ٔ زنجانرود تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و برنج و انگور و میوه و شغل مردمش زراعت و گلیم و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
باغلوجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروه شهرستان سنندج که در ٢٧ هزارگزی شمال خاوری قروه و ٦ هزارگزی جنوب خاور دلبران واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ١٧٥ تن سکنه، آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است . صنایع دستی زنان آنجا قالیچه و گلیم و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
باغلوجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان که در ٤٨ هزارگزی باختر قیدار و ٣٦ هزارگزی راه مالرو عمومی واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ١٩٨ تن سکنه، آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و گلیم و جاجیم بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).