باغوش خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغوش خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) صاحب انجمن آرا و به تبع او صاحب آنندراج آرد: در آب غوطه خوردن و هر قدر در زیر آب بماند گویند باغوش خورد و شعر ذیل را از فردوسی شاهد آرد : در این آب باغوش خوردن رواست که یک تیر بالا بود آب راست . ؟ اما صحیح کلمه ناغوش و در شاهنامه (بحکایت فهرست ولف ) نیز ناغوش آمده و ناغوش خوردن درست است . رجوع به ناغوش و رجوع به لغت فرس اسدی و شعر شاهد آن از لبیبی شود.