باغو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغو. (اِخ ) از شهرهای اسپانیا. و رجوع به باغه شود. نسبت بدان بیغی است .
باغو. (اِخ )دهی است از دهستان احمدی بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که در ١١٥ هزارگزی جنوب خاوری حاجی آباد و ٩ هزارگزی باختر راه مالرو میناب به فارغان واقع است و ١٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
باغو. (اِخ ) دهی است از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس که در ٨ هزارگزی شمال بندرعباس و سه هزارگزی خاور راه شوسه کرمان به بندر عباس، در جلگه واقع است . ناحیه ای است گرمسیر ودارای ١٨١ تن سکنه . آب آن از چاه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و خرما و شغل مردمش زراعت و مکاری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).