واژه جو

باغیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باغیة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث باغی . نافرمان . ♦ فئه ٔ باغیة ؛ طایفه ای که از اطاعت امام عادل خارج شده باشند. (از تاج العروس و اقرب الموارد). گروه نافرمان از طاعت امام عادل . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). جماعتی که از طاعت امام عادل سر باززده باشند. (یادداشت مؤلف ). ۩ لشکر معاویه در صفین لقوله (ص ): یقتله الفئة الباغیة؛ که درباره ٔ عمار یاسر فرمایش فرموده بود. (ناظم الاطباء).

معنی باغیة | واژه جو