بافتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (مص م.) ۱- رشتههای نخ یا پشم را به هم تابیدن. ۲- سخنان دروغ گفتن.مترادفها و واژههای مرتبطبافندگی کردن، نساجی کردندر هم تنیدن، به هم تابیدن، تاروپود درهم زدنسر هم زدن، حرف بیمنطق زدن، گزافهگویی کردنواژه قبلی: بافتواژه بعدی: بافته