بافتن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بافندگی کردن، نساجی کردن در هم تنیدن، به هم تابیدن، تاروپود درهم زدن سر هم زدن، حرف بیمنطق زدن، گزافهگویی کردن از خود درآوردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بافندگی کردن، نساجی کردن در هم تنیدن، به هم تابیدن، تاروپود درهم زدن سر هم زدن، حرف بیمنطق زدن، گزافهگویی کردن از خود درآوردن