بافتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بافندگی کردن، درهم بافتن، درهم پیچاندن، تنیدن دانه انداختن، سر انداختن، کور کردن بههم پیچیدن، گیر انداختن دوختن، گره زدن ریستن، ریسیدن، تابیدن، بههم تابیدن، نخ ریستن، رشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بافندگی کردن، درهم بافتن، درهم پیچاندن، تنیدن دانه انداختن، سر انداختن، کور کردن بههم پیچیدن، گیر انداختن دوختن، گره زدن ریستن، ریسیدن، تابیدن، بههم تابیدن، نخ ریستن، رشتن