واژه جو

بافتکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بافتکار. (ص مرکب ) که بافد. که بافتن پیشه دارد. جولاهه . بافنده . حائک . آنکه کارش بافتن است . نساج : این بافتکار دنیی جولاهه رشتن ز هیچ و هیچ بود کارش . ناصرخسرو.

معنی بافتکار | واژه جو