باقیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باقیات . (ع ص، اِ) ج ِ باقیة. بازمانده ها. (آنندراج ). رجوع به باقیة شود. ♦ باقیات الصالحات ؛ هر عمل نیک و صالح که ثواب آن باقی بماند. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). عملهای صالح . همه ٔ کردارهای نیکی که در این جهان از کسی صادر میشود. (ناظم الاطباء). عمل صالح (آنندراج ) (منتهی الارب ) : باقیات الصالحات آمد کریم رسته از صد آفت و اخطا و بیم . مولوی . ◄ سبحان اﷲ والحمد ﷲ و لااله الااﷲ واﷲ اکبر، و نمازهای پنجگانه . (از تاج العروس ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صلوات خمس . (آنندراج ).