بال بریده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بال بریده . [ ب ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) که بال وی قطع شد باشد. پرنده که بالش بریده باشند. بال کنده . ◄ که پریدن نتواند. که بسبب قطع بال و پر نتواند که بپرواز آید : باز سفید روضه ٔ انسی چه فایده کاندر طلب چو بال بریده کبوتری . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی