بالا بالا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا بالا. (ق مرکب ) بسیار بالا. در تداول عام، بالاترین قسمت از صدر مجلس : فلان بالابالاها می نشیند؛صدر مجلس می گزیند. ◄ طبقات برتر. خواص . مقابل زیردستان و فرودستان . ◄ بی اطلاع و بی توسط دیگری . گویند: فلان بالابالا کار خود را انجام داد، یعنی بدون اطلاع و کمک کسی که با او در آن کار دخیل بود. (فرهنگ نظام ). اما گفته ٔ فرهنگ نظام با معنی دوم متناسب تر است . ◄ محیلانه . بطور خدعه . (ناظم الاطباء). اما این معنی جای دیگر دیده نشد.
بالابالا. (اِخ ) نام آبادیی در کنار رودخانه ٔ شاهرود بین لوشان و منجیل بر سر راه قزوین به رشت .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی