بالابال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالابال . (اِ) سخنی که فهمیده نشود. بلبله : مباش کم ز کسی کو سخن نداند گفت ز لفظ معنی باید همی نه بالابال . عنصری . مراد این است که گنگ نیز با اشارت و سخن نامفهوم مراد خویش فهماند و سخن غضائری تنها بلبله و بی معنی است . و در فرهنگ اسدی این شعر به نام دقیقی و به شاهد پالاپال آمده بدین صورت : مباش کم ز کسی کو سخن بداند گفت ز لفظ و معنی باهم همیشه پالاپال . و بمعنی سیان عربی و برابر سخت پاینده ٔ فارسی گرفته و البته غلط است . (یادداشت مؤلف ).