بالکل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالکل . [ بِل ْ ک ُل ل ] (ع ق مرکب ) (از: ب + ال + کل ) تماماً. سراسر. یکسره . همگی . (فرهنگ رازی ). از همه جهت . بطور کلی . (ناظم الاطباء) : روزبروز آن آب کمتر میشود و هوا میگردد تا آنگاه که بالکل خشک شود. (رساله ٔ کائنات جو ابوحاتم اسفزاری ). و رجوع به کل شود.