بالیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) ۱- رشد و نمو کردن. ۲- فخر کردن.مترادفها و واژههای مرتبطتفاخر، فخر، مباهات، نازشرشد، نشو، نمورشد کردن، قد کشیدن، نمو کردن، نشوونما کردنواژه قبلی: بالکنواژه بعدی: بالیده