بال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِ.) خاطر، دل، جان.(اِ.) اندام پرواز در پرندگان، حشرات و خفاش.مترادفها و واژههای مرتبطپر، جناحاندیشه، حال، دل، خاطرباله، مجلسرقصواژه قبلی: باقیاتواژه بعدی: بال بال زدن