باهوش بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ذکاوت داشتن، عاقل بودن، خردمند بودن، عقل خود را به کاربردن، حاضرجواب بودن، تیزبودن، ذکاوت نشان دادن درخشیدن، دانستن، خوب بودن بصیرت داشتن، آیندهنگر بودن، محتاط بودن فهمیدن، دیدن فرق گذاشتن، تمیز دادن معقول بودن، برنامهریزی کردن زیرک بودن، توبه کردن