باهیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باهیة. [ ی َ ] (اِخ ) نام زنی از متعبدات به روایت روض الریاحین . ولی نام این زن در شدالازار راهبة آمده است . و رجوع به شدالازار ص ٣٤ شود.
باهیة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث باهی . خالی . ♦ بئر باهیة ؛ چاه فراخ دهن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به باهی شود.