باوقار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وِ) (ص مر.) متین، وزین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وِ) (ص مر.) متین، وزین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باوقار. [ وَ ] (ص مرکب ) موقر. وقور. شکوهمند. سنگین . باوقر. باعزت . باتمکین . (آنندراج ). گران سنگ . مقابل سبکسر. برابر سبکسار.
مترادف و متضاد واژهدان
بامهابت، باهیبت، جاافتاده، رزین، سنگین، متین، موقر، وزین (متضاد: جلف، سبک، بیوقار، ناموقر)
واژگان فارسی سره واژهدان
گرانسنگ، گرانسرشت، برازنده، ارجمند
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی