باولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باولی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به باول که شهری است که جامه ٔ ابریشمی در آنجا خوب بافند. (از غیاث اللغات ). همان بابلی است . (آنندراج ).
باولی . [ وَ ] (ص نسبی ) نوعی از بافته های زربفت و ابریشمین منسوب به باول : قباهای خاص از پی هر کسی قبا باولیهای زرکش بسی . نظامی .
باولی . [ وَ ] (اِ) مرغی که پروبال کنده پیش باز و قوش نوآموخته اندازند که به شکار دلیر شود. (یادداشت مؤلف ).