واژه جو

باکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باکار. (ص مرکب ) (از: با+ کار) دارای کار. مشتغَل . مشتغِل . (منتهی الارب ). مقابل بی کار. (ناظم الاطباء). در تداول عوام، شاغل مقامی یا منصبی . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به کار شود.

معنی باکار | واژه جو