باکله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باکله . [ک َل ْ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) (از با+ کله، سر) در تداول عامه، عاقل . پیش بین . بسیار خردمند. باعقل . با سیاست خوب . (یادداشت مؤلف ). بامغز. و رجوع به کله شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باکله . [ک َل ْ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) (از با+ کله، سر) در تداول عامه، عاقل . پیش بین . بسیار خردمند. باعقل . با سیاست خوب . (یادداشت مؤلف ). بامغز. و رجوع به کله شود.