باکور افغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باکور افغان . [ اَ ] (اِخ ) نام امیری که ازطرف شاه شجاع مظفری به کرمان اعزام شده است . در تاریخ وزیری آمده است : شاه شجاع سلطان شبلی پسر خود را بحکمرانی کرمان فرستاد... و دولتشاه و ملک محمد نام را که هردو از اقارب خواجه قوام الدین محمد بودند....به پیشکاری کرمان مأمور کرد. بعد از رفتن این دو نفر به این اندیشید که شاید دولت [ شاه ] سلطان شبلی را از آن مملکت اخراج نماید و خودش ادعای ریاست و استقلال ورزد، این بود که خواجه مجدالدین قاقم را که مردی امین و کافی بود با امیر باکور افغان و دو هزار سوار به مدد او به دارالامان کرمان روان کرد. (از تاریخ کرمان ص ٢٠٩). این نام در حبیب السیر امیر ماکو و در تاریخ محمود گیتی (کتبی ) امیرتاکور اوغانی آمده است . (حاشیه ٔ تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی ص ٢٠٩). قبل از رسیدن این دو امیر، دولتشاه کرمان را تصرف کرد و امیر شبلی را در قلعه ٔ شهر محبوس ساخت . این امیر باکوراوغانی قایم مقام و پسر عم سیورغتمش از امرای اوغان حدود کرمان بوده است . و رجوع به تاریخ کرمان ص ٢٠٩، ٢١٠، ٢٢٥ و همچنین به تاریخ عصر حافظ ص ٢١٣ شود.