واژه جو

باگزند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باگزند. [ گ َ زَ ] (ص مرکب ) (از: با+ گزند) دارای آسیب . زیان دار. زیان آور : به بازارگان گفت لب را ببند کزین سودمندیم و هم باگزند. فردوسی . و رجوع به گزند شود.

معنی باگزند | واژه جو