بایسار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بایسار. [ ی َ ] (ص مرکب ) متمول . ثروتمند : رعیت از تو چو بایسار شود از برای تو جان سپار شود چون نیابد یسار بگریزد با عدوی تو بر بیامیزد. سنائی . و رجوع به یسار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بایسار. [ ی َ ] (ص مرکب ) متمول . ثروتمند : رعیت از تو چو بایسار شود از برای تو جان سپار شود چون نیابد یسار بگریزد با عدوی تو بر بیامیزد. سنائی . و رجوع به یسار شود.