ببازار افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ببازار افتادن . [ ب ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) سر از بازار درآوردن . در بازار قرار گرفتن . ◄ بازاری شدن . در بازار پخش شدن . ◄ کنایه از فاش شدن . رسوا شدن . (آنندراج ) : خواهی خبر از خانه ببازار نیفتد از بیخبران بگذر و در خانه ٔ ما باش . مولانا لسانی (از آنندراج ).