ببر بیان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ رِ بَ) (اِ.) جامهای از پوست ببر که رستم هنگام جنگ به تن میکرد.واژه قبلی: ببرواژه بعدی: ببرگ