بتیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتیل . [ ب َ ] (اِخ ) کوهی است در یمامه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گویند کوهی است در یمامه . (از معجم البلدان ). ◄ کوهی در نجد که به کوهستانی وابسته نیست .(از معجم البلدان ). ◄ نام وادیی است . (آنندراج ). حارثی گوید وادیی متعلق به بنی ذبیان است .
بتیل . [ ب َ] (ع ص، اِ) زن از دنیا بریده بجهت خدای تعالی . ◄ نهالی که از بن درخت برآمده و از آن درخت مستغنی گردیده باشد. ◄ جویچه در پایین رودبار. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). مسیل در اسفل وادی . (از اقرب الموارد). ◄ درختی که خوشه هایش آویزان باشد. ◄ لقب مریم مادر عیسی علیه السلام . (از آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ کمر درهم چسبیده ٔ باریک .(از اقرب الموارد). ج، بتل . و رجوع به بتیلة شود.